اشتباهات رایج در طراحی لندینگ پیج که باعث کاهش فروش می شود
اشتباهات رایج در طراحی لندینگ پیج که باعث کاهش فروش می شود
طراحی یک صفحه فرود یا همان لندینگ پیج، هنری است که در آن مهندسیِ روانشناسیِ مخاطب با طراحی بصری و کپیرایتینگ ترکیب میشود تا بازدیدکننده را به مشتری تبدیل کند. با این حال، بسیاری از کسبوکارها بهرغم صرف هزینههای سنگین در کمپینهای تبلیغاتی، به دلیل طراحیهای اشتباه در صفحه مقصد، نرخ تبدیل ناامیدکنندهای را تجربه میکنند. در واقع، لندینگ پیج شما پل نهایی برای عبور از یک کلیک ساده به یک فروش قطعی است؛ اگر این پل در نقاط کلیدی سست باشد، کاربر به مقصد نخواهد رسید. در ادامه به بررسی دقیقترین و رایجترین خطاهایی میپردازیم که میتواند به سادگی بودجه تبلیغاتی شما را هدر دهد.
یک: وجود بیش از یک هدف و منوهای ناوبری پیچیده
اصلیترین و فاحشترین اشتباه در طراحی لندینگ پیج، تلاش برای «همه کار انجام دادن» است. وقتی کاربری از طریق یک تبلیغ کلیکی وارد صفحه شما میشود، ذهن او برای یک اقدام مشخص آماده است. اگر در صفحه شما منوی اصلی سایت، لینک به وبلاگ، آیکونهای شبکههای اجتماعی و دهها لینک خروجی دیگر وجود داشته باشد، شما عملاً «نشتیِ توجه» ایجاد کردهاید.
کاربر با دیدن این همه انتخاب، گیج میشود و احتمالاً برای گشتگذار در سایت از صفحه خارج میشود. لندینگ پیج باید «تکمنظوره» باشد. منوهای ناوبری را در صفحه فرود حذف کنید. هدف فقط باید یک چیز باشد: پر کردن فرم، خرید محصول یا تماس. وقتی راه فرار را میبندید، کاربر تمرکز خود را روی پیشنهاد شما معطوف میکند و نرخ تبدیل به شکل چشمگیری افزایش مییابد.
دو: تیترهای مبهم و کلیگویی
تیتر (Headline) اولین چیزی است که چشم کاربر را در ۵ ثانیه اول جذب میکند. اگر تیتر شما بگوید «به سایت ما خوش آمدید» یا «خدمات تخصصی»، هیچ ارزش افزودهای به کاربر منتقل نکردهاید. کاربر از خود میپرسد: «این صفحه چه کمکی به من میکند؟».
تیتر شما باید بلافاصله «ارزش پیشنهادی» (Value Proposition) را فریاد بزند. باید به مخاطب بگویید که چه مشکلی از او حل میکنید یا چه نتیجهای برای او به ارمغان میآورید. به جای تیترهای کلی، از تیترهای نتیجهمحور استفاده کنید. برای مثال، به جای «نرمافزار مدیریت پروژه»، از «مدیریت تیم خود را ۳ برابر سریعتر کنید» استفاده کنید. تیتر باید پاسخ سوال «برای من چه سودی دارد؟» را در کسری از ثانیه بدهد.
سه: استراتژی ضعیف در دکمه فراخوان (CTA)
دکمه فراخوان (Call to Action) مقصد نهایی کاربر است، اما بسیاری از طراحان آن را نادیده میگیرند. استفاده از متنهای خنثی و بیروح مانند «ثبتنام»، «ارسال» یا «ادامه» یکی از رایجترین اشتباهات است. متن دکمه باید عملیاتی و جذاب باشد. مثلاً «همین حالا شروع کنید» یا «مشاوره رایگان دریافت کنید» بسیار موثرتر هستند.
علاوه بر متن، تضاد رنگی دکمه نیز حیاتی است. دکمه باید در صفحه «فریاد بزند» و از بقیه المانها متمایز باشد. اگر دکمه شما در رنگبندی کلی سایت گم شده باشد، کاربر برای یافتن آن تلاش نمیکند و از صفحه خارج میشود. همچنین، دکمه باید در همان ناحیه دید اولیه کاربر (Above the fold) و همچنین در بخشهای انتهایی صفحه تکرار شود.
چهار: نادیده گرفتن سرعت بارگذاری صفحه
در دنیای دیجیتال، صبر کاربر محدود است. اگر صفحه فرود شما بیش از سه ثانیه برای بارگذاری زمان بخواهد، بخش قابلتوجهی از کاربران را قبل از دیدن محتوا از دست دادهاید. تصاویر سنگین، کدهای بهینهنشده و اسکریپتهای اضافی همگی دشمن سرعت هستند.
سرعت پایین صفحه نه تنها باعث ریزش مخاطب میشود، بلکه در سیستمهای تبلیغاتی مانند گوگل ادز، باعث کاهش امتیاز کیفی و در نتیجه افزایش هزینه هر کلیک میشود. همیشه تصاویر را فشرده کنید، از CDN استفاده کنید و تمامی المانهای فنی را برای داشتن صفحهای سبک و سریع، بهینه کنید.
پنج: طراحی غیرمنطبق با موبایل
بیش از نیمی از ترافیک وب امروزه از طریق تلفن همراه است. اگر لندینگ پیج شما در موبایل به خوبی نمایش داده نشود، یعنی نیمی از مشتریان خود را از همان ابتدا بیرون کردهاید. طراحی ریسپانسیو دیگر یک مزیت نیست، بلکه یک الزام است.
بسیاری از طراحان، صفحه را در دسکتاپ طراحی میکنند و نگران موبایل نیستند. در موبایل، چیدمانها، اندازه فونتها و حتی سایز دکمههای فراخوان باید متفاوت باشد. اگر کاربر مجبور شود برای پر کردن یک فرم، مدام صفحه را زوم و کوچک کند، قطعاً فرم را نیمهکاره رها خواهد کرد. تجربه کاربری در موبایل باید «روان» باشد.
شش: درخواست اطلاعات بیش از حد در فرمها
آیا واقعاً به شماره ملی، آدرس پستی و نام خانوادگی کاربر برای ارائه یک فایل PDF رایگان نیاز دارید؟ فرمهای طولانی یکی از بزرگترین موانع در نرخ تبدیل هستند. هر فیلدی که به فرم خود اضافه میکنید، یک مانع ذهنی برای کاربر ایجاد میکنید.
قانون طلایی این است: فقط و فقط اطلاعاتی را بخواهید که برای برقراری ارتباط اولیه لازم دارید. نام و ایمیل یا شماره تماس معمولاً کفایت میکند. اجازه دهید اعتماد کاربر در مراحل بعدی جلب شود، نه اینکه در همان بدو ورود او را با سوالات شخصی خسته کنید.
هفت: نبود شواهد اجتماعی (Social Proof)
انسانها ذاتاً موجودات اجتماعی هستند و برای تصمیمگیری به تایید دیگران نیاز دارند. اگر لندینگ پیج شما هیچ نشانی از مشتریان قبلی، نظرات مثبت کاربران، لوگوی شرکتهای همکار یا جوایز کسب شده نداشته باشد، کاربر با خود فکر میکند که «آیا این برند قابل اعتماد است؟».
نبود شواهد اجتماعی باعث ایجاد ترس از ریسک در ذهن کاربر میشود. نظرات واقعی مشتریان، ویدئوهای رضایت، لوگوهای معتبر و یا حتی آمار فروش را در صفحه بگنجانید. این نشانهها به کاربر اطمینان میدهند که پیش از او، افراد دیگری هم به شما اعتماد کردهاند.
هشت: عدم تطابق میان محتوای تبلیغ و صفحه فرود
این خطایی است که مستقیماً اعتماد مخاطب را هدف قرار میدهد. اگر تبلیغ شما وعده «تخفیف ۵۰ درصدی برای خرید کفش چرم» را میدهد، کاربر انتظار دارد به محض ورود به صفحه، همان کفشها را با همان تخفیف ببیند. اگر او را به صفحه اصلی سایت یا صفحهای نامرتبط هدایت کنید، او احساس فریبخوردگی کرده و صفحه را میبندد.
این عدم تطابق پیام (Message Mismatch)، نرخ پرش (Bounce Rate) را به شدت افزایش میدهد. پیام تبلیغ باید دقیقاً با تیتر و محتوای صفحه فرود همراستا باشد.
نه: نادیده گرفتن قدرت فضای خالی (Whitespace)
برخی طراحان تصور میکنند باید هر سانتیمتر مربع از صفحه را با متن، تصویر و فرم پر کنند. این ازدحام بصری باعث خستگی چشم کاربر و آشفتگی ذهن او میشود. فضای خالی یا فضای سفید، نه تنها باعث زیبایی صفحه میشود، بلکه کمک میکند تا المانهای مهم مانند دکمه فراخوان و تیتر، بهتر دیده شوند.
به محتوای خود اجازه دهید «نفس بکشد». پاراگرافهای کوتاه، جملات مختصر و استفاده هوشمندانه از فضای خالی، باعث میشود محتوای شما خواناتر شود و کاربر راحتتر مسیر رسیدن به اقدام نهایی را طی کند.
ده: عدم انجام تستهای دورهای (A/B Testing)
بزرگترین اشتباه این است که تصور کنید اولین طراحی شما کامل است. هیچ طراحیای در ابتدا کامل نیست. یکی از بزرگترین خطاهای بازاریابان، تکیه بر حدس و گمان است. «فکر میکنم دکمه آبی بهتر است» یا «به نظر میرسد این تیتر جذابتر است».
در دنیای لندینگ پیج، «دادهها» حرف اول را میزنند. از تست A/B استفاده کنید تا بفهمید کدام نسخه از صفحه فرود نرخ تبدیل بالاتری دارد. تنها با تغییرات کوچک در متن یا رنگ یا تصویر و بررسی نتایج، میتوانید به مرور زمان نرخ تبدیل خود را از یک عدد معمولی به یک عدد فوقالعاده برسانید. عدم تست کردن، یعنی چشمبستن بر فرصتهای رشد.
کسب و کار
دیجیتال مارکتینگ
تبلیغات
مطالب متفرقه
لطفا نظرات و دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
نظرات خود را با زبان شیرین فارسی برای ما ارسال کنید!